از خاموشی پرم
پرم از خاموشی
چرا گلویم را گورستان کردید؟
شب از میان پلکهای خیابان عبور خواهد کرد.
آیا شما برای آفتاب جوابی دارید؟
من از سکوت پرم
از سکوت پرم من
سوار بر دوچرخههای طلایی
از خانهها به خیابان خواهند آمد
و گیسوانشان را به آفتاب نشان خواهند داد.
آنها
آیا برای پایکوبی جشن بزرگ
آواز کم خواهند آورد؟
من از سکوت میآموزم
از سکوت میآموزم من
که سنگها چگونه حافظهی خود را
از خاطرات صاعقهها و سیلابها میانبارند
از خاموشی پرم
پرم از خاموشی
و یاد گرفتهام
که مثل سنگ در اعماق شب نفس بکشم .
حافظ موسوی
۱۳۹۲
No comments:
Post a Comment